السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

222

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

محل حركت كردند در آنجا با هاجر و اسماعيل كه در زير سايه درختى آرميده بودند و در كنارشان آبى زلال جارى گشته بود مواجه گشتند ، با اجازه هاجر آنها در آنجا رحل اقامت افكندند و ابراهيم كه از كثرت جمعيت پيرامون همسر و فرزندش خوشحال گشته بود خداى را بر اين نعمت سپاس گفت . تيره‌هاى مختلف جرهم هر يك سه گوسفند به اسماعيل بخشيدند و زندگى او و مادرش از راه پرورش گوسفندان اداره مىگشت وقتى كه اسماعيل به سن رشد رسيد خداوند به ابراهيم ( ع ) وحى فرستاد تا به همراه فرزندش به كار بناى كعبه مشغول شوند ابراهيم از خداوند پرسيد در كدامين محل كعبه را بنا سازد ، خداوند به او وحى فرستاد تا كعبه را در همان محلى بنا نمايد كه خيمه‌اى بهشتى براى آدم از بهشت فرود آمد و سراسر منطقه حرم را روشن ساخت . آن خيمه تا حادثه طوفان نوح همچنان پابرجا بود تا آنكه دنيا را آب فرا گرفت و خداوند آن خيمه را بالا برد تا از غرق شدن در امان باشد و به همين خاطر است كه به كعبه ( بيت العتيق ) گويند چرا كه از غرق شدن نجات يافت . همچنين خداوند ستونهاى خانه كعبه را توسط جبرئيل به زمين فرستاد حجر الاسود در ابتدا در نهايت سفيدى بود تا آنگه كه مشركان آن را استعلام نموده و باعث سياهى آن شدند ، ابراهيم ( ع ) به كار بناى كعبه مشغول گشت و اسماعيل نيز سنگهاى آن را از منطقه ذى طوى به مكه حمل مىنمود . آن دو ارتفاع بيت را نه ذراع بالا بردند و به اشاره جبرئيل حجر را در موضعى كه هم اكنون منصوب است تعبيه نمودند و براى كعبه دو درب شرقى و غربى گشودند . كه درب به طرف غرب مستجار ناميده مىشود . آنگاه سقف كعبه را با شاخه درختان و برگ اذخر پوشانيدند و بر درب بيت پرده‌اى آويختند . بعد از فراغت از ساختمان كعبه ابراهيم و اسماعيل مناسك حج را بجاى آوردند و جبرئيل روز ترويه بر آن دو نازل گشت و از ابراهيم خواست تا به آبيارى و سقايت حرم و ساكنان آن پردازد چرا كه در منطقه منى و عرفات آبى وجود نداشت . ابراهيم ( ع ) بعد از اتمام ساخت كعبه فرمود : رَبِّ اجْعَلْ